تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان
بهارکاروتلاش برهمگان مبارک باد:

فصل بهارشروع دوباره رویش گیاهان وآغازمجدد کاروکوشش برای کشاورزان می باشد.کشاورزانی که پس ازمدتی استراحت خودرا برای کاروتلاش دوباره مهیا می نمایند.

بهمین مناسبت این فصل ازسال ویژگی خاصی برای آنان داشته وبا شورواشتیاق وصف ناپذیری به استقبال بهارونیزسال نومی روند.

اگراین کشاورزان سخت کوش بجای شیوه سنتی کاشت ازروش علمی ومکانیزه کشاورزی درتمامی مراحل کاشت وداشت وبرداشت استفاده نمایند شاهد کاهش هزینه های تولید ونیزافزایش محصولات کشاورزی خواهند بود.که شکوفائی کشاورزی ونیزرونق اقتصادی را درپی خواهدداشت.

برای همه کشاورزان زحمتکش ونیزبرای تمامی نیروهای کاروتولید سالی پرازخیروبرکت آرزو می نمائیم.




[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 4:30 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
اقتصاد ایران چگونه شکوفا میشود؟

اقتصاد ایران هنگامی شکوفا میشود که درآن به کشاورزی اهمیت وبهاء بیشتری داده شود وکشاورزی را ازشیوه سنتی خارج نموده وشیوه کاشت مکانیزه ترویج شود.زیرا با ترویج کشاورزی بروش مکانیزه نه تنها مواد غذائی مردم ایران تامین میشود بلکه مقادیر زیادی آزآنهارا می توان به خارج از کشورصادرنمود.وبا این روش نه تنها ازخروج ارز ازاین بابت جلوگیری میشود. بلکه مقادیرزیادی ارز نیز ازبابت صادرات محصولات کشاورزی وارد کشور میشود که درشکوفائی اقتصاد ایران سهم بسزائی دارد.ازدیگرفواید شیوه کاشت مکانیزه جذب نیروی کار کشاورزی آموزش دیده می باشد که باعث بالا رفتن میزان تولید محصولات کشاورزی می گردد.




[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 4:30 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
چگونه می توانیم شاهد شکوفائی کشاورزی درایران باشیم؟

شیوه کاشت سنتی وعدم یکپارچگی زمینهای کشاورزی مانع رشد کشاورزی ونیز زیاندهی محصولات کشاورزی گردیده است. کشاورزی درایران هنگامی شکوفا میشود که با ایجاد تعاونیهای کشاورزی وترویج شیوه کاشت تعاونی موجبات مکانیزاسیون کشاورزی را فراهم نمائیم. زیرا شیوه کاشت بصورت مکانیزه نه تنها موجب افزایش محصولات کشاورزی بلکه موجبات جذب نیروهای کار اموزش دیده را بسمت کشاورزی فراهم می سازد. شیوه کاشت مکانیزه فقط درصورتی حاصل می گردد که کشاورزان درتعاونیهای متعلق به خود گرد آمده وبا کمک ویاری همدیگر مشکلات وموانع رویاروی خودرا ازمیان بردارند. با تلاش وکوشش همه افراد جامعه درجهت بالا بردن فرهنگ شیوه کاشت تعاونی درمیان کشاورزان. شاهدشکوفائی کشاورزی درکشورمان خواهیم شد.




[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 4:29 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ضرورت توجه به مسئولیتهای آینده ناشی از حوادث منطقه

منطقه ما و جهان اسلام به شدت در حال تحول است و منطقه شاهد دگرگونیهای بسیار عمیق و گسترده است. شتاب تحولات نیزخیره کننده است.

نقش کشور ما در آینده و پس از به ثمر نشستن تحولات چه خواهد بود؟ سرانجام ،سایر کشورها همچون عراق و افغانستان به حسب اقتضاءات بومی و فرهنگی خود از غرب و نظام های استکباری جداشده و به هویت واقعی اسلامی خود بازخواهند گشت. درآن زمان زمینه های رفع وابستگی آنان به غرب درعرصه اقتصاد توسط چه کسانی باید جبران و جایگزین گردد؟ نیازهای آنان برای آنکه تحت فشار و تحریم قرار نگیرد و از این راه آسیب نبیند چگونه باید برطرف گردد؟ بسترهای ارتباط گرفتن با آنان چیست؟ آیا انقلاب اسلامی ایران که سه دهه زودتر از آنها به پیروزی رسیده است ،مسئولیتی در برابر آنان ندارد و نباید آمادگی های لازم جهت مساعدت به آنها درکشورفراهم گردد؟ این موضوع نیز ضرورتی است که درتعیین سال 90 بانام سال جهاد اقتصادی باید موردنظر قرارگیرد.

همچنین ضرورتهای متعدد دیگری برای نامگذاری سال 90 با عنوان جهاد اقتصادی وجود دارد از قبیل:

- ضرورت مقابله با تحریم ها و خنثی سازی تهدیدها

- ضرورت ارائه چهره ای کارآمد از نظام در همه عرصه ها به ویژه عرصه اقتصادی

- ضرورت تمهید مقدمات برای تحقق اهداف دهه پیشرفت و عدالت

- ضرورت ایجاد اشتغال و رفع بیکاری




[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 3:54 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ضرورت کسب قدرت و اقتدار اقتصادی

نقش توان اقتصادی کشورها در پیشبرد اهداف سیاسی و فرهنگی در دنیای معاصر بر کسی پوشیده نیست .بدون اقتدار اقتصادی توجه جهانیان جلب نمیشود،نفوذ ودستیابی به فرصتهای سیاسی و فرهنگی امکان پذیر نیست و عزت ملی ما جامه عمل نمی پوشد.

پیگیری اهداف انقلاب اسلامی در منطقه علاوه بر مایه های معنوی، نیاز به بسترهای اقتصادی دارد. مقابله دشمنان با ما امروزه در عرصه اقتصادی شدیدتر و خطرناکتر است.

تضمین استمرار پیشرفتهای کشور در عرصه های علمی و صنعتی مستلزم توانمندی اقتصادی است. پیشرو بودن ما در عرصه سیاسی و توان دفاعی ،هنگامی تثبیت میشود که قابلیت های اقتصادی آن را پشتیبانی نماید.مردم دنیا در جهان کنونی ،نظامی را مقتدر میدانند که در حل مسائل معیشتی و تأمین نیاز های اقتصادی خود کارآمد و موفق باشد.

نظام مردم سالار اسلامی ما برای الگو بودن والهام بخش شدن باید به رونق اقتصادی که معجزه ی پذیرفتنی وقابل درک برای دنیای معاصر است ،دست پیدا کند.

از این رو یکی از ضرورتهای طرح سال جهاد اقتصادی ، موضوع قدرت اقتصادی و نقش آن در آینده اهداف انقلاب اسلامی است.




[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 3:53 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

بخش تولید و اصلاح نرخ انرژی


در مصاحبه پیش رو، اثر عدم افزایش قیمت ها در شرایط حال بر بخش تولید بررسی می شود. باید دید که آیا دستورات دولت و ضوابط تعیین شده برای افزای قیمت تا چه حد این نگرانی ها را بر طرف می کند؟


نسخه ابتدایی قانون هدفمندی یارانه‌ها دولت را مکلف می‌کرد که 30درصد از وجوه حاصل از آزادسازی قیمت‌ها را به تولیدات اختصاص دهد اما با گذشت حدود 4‌ماه از اجرای این قانون، اظهارات تولیدکنندگان بیانگر این است که دولت به تعهدات خود در این بخش عمل نکرده است.

علینقی خاموشی

افزایش قیمت انرژی از یک سو و عدم‌ صدور مجوز از سوی دولت برای افزایش قیمت کالاها از سوی دیگر انتقادات شدیدی را از سوی تولیدکنندگانی که طی ماه‌های گذشته چشم‌انتظار تحقق وعده‌های دولت بوده‌اند، به‌دنبال داشته است.دراین‌باره با علی نقی خاموشی، رئیس سابق اتاق بازرگانی به گفت‌و‌گو نشستیم.

در یک نگاه کلی شما تغییراتی را که با اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها در سیاست‌های تعیین قیمت کالاهای تولیدی رخ داده است، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تا پیش از این یعنی تا قبل از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها قیمت کالاها در بازار، یارانه‌ای بود چون در فرایند تولید آنها به انرژی مصرفی یارانه تعلق می‌گرفت و این کالای یارانه‌ای با هر قیمت تمام شده‌ای که داشت در بازار فروش به یک حالت تعادل رسیده بود و قیمت فروش آن علاوه بر پوشش دادن هزینه تولید، احتمالا سودی هم نصیب تولیدکننده می‌کرد، اما در حال حاضر قیمت انرژی برای واحدهای تولیدی در حال آزادسازی است و از طرفی ادعا هم چنین است که قیمت کالاها نباید بالا برود و حتی باید کمتر هم بشود. بدین ترتیب تعادل بازار کاملا به هم خورده و به عقیده من این مسئله یکی از مشکلات اساسی قانون هدفمندسازی یارانه‌هاست و درصورت عدم‌اتخاذ راهکارهایی برای بازگشت تعادل، مشکلات تولیدکنندگان ادامه پیدا خواهد کرد.

اما به هرحال دولت و مجلس در فرایند تدوین و تصویب این قانون چندین راهکار حمایتی برای تولیدات درنظر گرفته‌اند. فکر نمی‌کنید درصورت رعایت این نکات و البته توجه تولیدکنندگان به ارتقای تکنولوژی تولید، این مشکلات به‌تدریج برطرف شود؟

درست است. اما قانون مصوب مجلس باید رعایت شود و مابه‌التفاوت گران شدن نرخ انرژی به تولیدکنندگان پرداخت شود. در این شرایط شاید بتوان آینده امیدوارکننده‌ای پیش روی تولیدات دید. در شرایطی که تا‌کنون این قانون به‌ طور دقیق اجرا نشده و یارانه تولیدات به‌ طور کامل پرداخت نشده، تولیدکننده چگونه می‌تواند به نوسازی تجهیزات خود بپردازد و بدین ترتیب چطور می‌توان گفت که مشکلات به‌تدریج حل خواهد شد.

قانون مصوب مجلس باید رعایت شود و مابه‌التفاوت گران شدن نرخ انرژی به تولیدکنندگان پرداخت شود. در این شرایط شاید بتوان آینده امیدوارکننده‌ای پیش روی تولیدات دید.

در مورد ضرورت اجرای قانون درست می‌فرمایید. نظرتان در مورد خود قانون چیست و اصولا از نظر شما بهترین راهکار برای حمایت دولت از تولیدات چیست؟

ببینید؛ به هرحال در این شرایط تولیدکننده احتیاج به کمک دولت دارد و دولت هم باید به هر نحوی که شده برای سرپا نگه داشتن تولیدات برنامه ‌ریزی و اقدام کند. این کمک‌ ها هم می‌تواند در قالب‌ها و اشکال متفاوت باشد. به‌عنوان مثال، اینکه قیمت سوخت را برای واحدهای انرژی‌بر پایین بیاورد. اما اگر این امکان برای دولت وجود ندارد باید به تولیدکننده اجازه دهد کالای خود را در بازار با قیمت تعادلی به فروش برساند؛ یعنی قیمتی که در پایین‌ترین سطح خود هزینه‌های تولید را پوشش دهد. به هر حال این قانونی است که دولت درصدد اجرای آن بوده و با این کار در حال ایجاد تحول در اقتصاد است. هزینه‌های این کار هم باید تا حد امکان بردوش خود دولت باشد و برای آنها برنامه‌ریزی کند؛ نه اینکه به تولیدکننده فشار بیاورد تا این فشارها را تحمل کند.

حتما تصدیق می‌کنید که بازار دو طرف دارد؛ تولیدکننده و مصرف‌کننده. درصورتی که قیمت از حدی بالاتر برود مصرف‌کننده توانایی خرید نخواهد داشت و احتمالا سراغ کالاهای جایگزین می‌رود. با این وجود معتقدید که باید کالاها با قیمت آزاد در بازار فروخته شوند؟

این مسائل باید در حساب‌ های اولیه تعیین نرخ یارانه نقدی برای مردم مورد توجه قرار می‌گرفت اما متأسفانه از این نکته نیز غفلت شده است.

علینقی خاموشی

یعنی به‌نظر شما یارانه نقدی مردم باید بیش از رقمی باشد که هم‌اکنون پرداخت می‌شود؟

قاعدتا باید اینگونه باشد. بالاخره یک طرف باید درست شود.ولی این کار دوباره هزینه‌های دولت را بالا می‌برد. پیش‌تر هم گفتم، این مشکل دولت است. تولیدکننده چه گناهی دارد که باید افزایش هزینه‌های دولت را تحمل کند؟ اگر هزینه‌های دولت بالا رفت به تولید‌کننده چه ارتباطی دارد؟ سیاست اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها بر مبنای نرخ‌ هایی تعیین شده که البته در این بین نکاتی فراموش شده است. به‌ نظر من باید تجدیدنظری در این قانون صورت گیرد و نکات فراموش‌شده در قانون جدید قید شود.

آیا این هزینه باید از محل آزادسازی قیمت‌ها جبران شود؟

بله، از محل آزادسازی قیمت‌های سوخت باید جبران شود، چون ریشه خارج شدن وضعیت مالی بنگاه‌های تولیدی از حالت تعادل و تراز همین قیمت سوخت است و باید مورد تجدید نظر قرار گیرد.

یعنی معتقدید نکته اساسی در این قانون، یارانه‌ای است که برای تولیدات در نظر گرفته نشده و باید یک بازنگری و اصلاح در آن صورت گیرد؟

بله؛ البته باید توجه داشت که اگر تدابیری در این خصوص اندیشیده نشود و از طرفی اجازه افزایش قیمت‌ها هم به تولیدکنندگان داده نشود، قیمت‌ها به هرحال در بازار بالا خواهند رفت و امکان جلوگیری از این افزایش هم وجود نخواهد داشت.

تفاوت هزینه‌های قبل و بعد از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها مشخص است و نکته اصلی اینجاست که این مابه‌التفاوت برای تولید‌کنندگان جبران نشده و براین اساس نباید متوسل به قیمت‌های دستوری شد

بنابراین شما معتقدید که با شرایط فعلی تولیدکنندگان قادر به ادامه فعالیت نیستند؟

اگر این تراز در هزینه‌ها و درآمدهای آنها به‌وجود نیاید، بله؛ امکان ادامه فعالیت از آنها سلب خواهد شد.

شما به‌عنوان یکی از فعالان عرصه تولید، کدام روش را برای حمایت دولت از تولیدات به‌منظور برقراری تراز هزینه‌ها و درآمدها بهتر می‌دانید؟ کمک‌های بلاعوض که در قانون آمده یا ارائه یارانه به سود تسهیلات که هم‌اکنون در حال اجراست؟

ارائه یارانه به سود تسهیلات این اشکال اساسی را دارد که کسی که از تسهیلات استفاده نمی‌کند از کمک‌های دولت هم بی‌نصیب خواهد بود؛ یعنی هر تولیدکننده‌ای که بخواهد درست کار کند و روی پای خودش بایستد، یک هزینه اضافی به او تحمیل می‌شود.

الان تفاوت هزینه‌های قبل و بعد از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها مشخص است و نکته اصلی اینجاست که این مابه‌التفاوت برای تولید‌کنندگان جبران نشده و براین اساس نباید متوسل به قیمت‌های دستوری شد چون این راهکار اصلا جواب نمی‌دهد. دولت به‌عنوان مجری قانون باید بهترین راهکار را برای این موضوع بیندیشد تا علاوه بر افزایش توان تولیدات برای ادامه فعالیت با نرخ‌های بالای انرژی، مصرف‌کننده نیز در بازار متحمل هزینه‌های اضافی نشود.

 


منبع: همشهری




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 12:04 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

اقتصادی که در سایه است


آیا تا به حال عبارت اقتصاد سایه به گوشتان خورده است؟ با شنیدن این عبارت به یاد چه چیزی می افتید؟


مفسد

پیش از این راجع به فساد اقتصادی و پولشویی و قاچاق به عنوان توابع آن صحبت کرده ایم. امروز راجع به یکی دیگر از جنبه های آن با عنوان اقتصاد زیر زمینی یا اقتصاد سایه صحبت می کنیم. در این نوشتار سعی داریم توضیح دهیم که اقتصاد سایه چیست و چه اثراتی دارد؟

فعالیت‌های اقتصاد سایه یک واقعیت است که همواره در حال افزایش است، تقریباً همه کشورها سعی در کنترل رشد آن دارند چون نتایج جدی غیرقابل جبران زیر را به همراه خواهد داشت. وجود اقتصاد زیرزمینی آمارهای رسمی را بی اعتبار می‌سازد و سیاست‌ها و برنامه‌هایی که براساس این آمارهای اتخاذ می‌شوند نامناسب خواهند بود.

رشد اقتصاد سایه می‌تواند چرخه‌ای زیانباری نیز به همراه داشته باشد مبادلات در اقتصاد سایه، مالیات را تحت تأثیر قرار داده به طوری که مالیات‌گیرنده مقدار کمتری از آن چه که باید دریافت کند، دریافت می‌کند و دولتها با افزایش نرخ‌های مالیات منجر به بدتر شدن بخش عمومی می‌شوند.

حداقل دو سوم از درآمدهایی که از اقتصاد زیرزمینی بدست می‌آید از طریق واسطه‌ها در فعالیت‌های رسمی خرج می‌شود و در نتیجه منجر به یک اثر قابل ملاحظه در اقتصاد رسمی می‌شود. رشد اقتصاد سایه منجر به فراهم آوردن انگیزه‌های قوی برای جذب کارگران داخلی و خارجی از بخش رسمی به این بخش می‌شود.

مطالعات مدل‌سازی‌های اقتصاد خرد و کلان براساس داده‌های چندین کشور نشان می‌دهند که نیروهای اصلی اندازه و رشد اقتصاد سایه با نسبت مالیات و پرداخت‌های امنیتی، اجتماعی، بالا می‌رود و با محدودیت‌های فزاینده در بازار کار رسمی ترکیب می‌شود. نرخ‌های دستمزد در اقتصاد رسمی نیز در رشد اقتصاد نقش مؤثری بازی می‌کنند

از بین اقتصادهای استقلال یافته شوروی سابق اقتصاد سایه گرجستان با 64 درصد در مقام نخست قرارداد، روسیه با 44 درصد ، و ازبکستان کوچک‌ترین است که میزان آن 9 درصد می‌باشد. از بین کشورهای در حال گذر اروپای مرکزی و شرقی در همان دوره بلغارستان با 34 درصد و اسلواکی با 11 درصد بیشترین و کمترین است.

حداقل دو سوم از درآمدهایی که از اقتصاد زیرزمینی بدست می‌آید از طریق واسطه‌ها در فعالیت‌های رسمی خرج می‌شود و در نتیجه منجر به یک اثر قابل ملاحظه در اقتصاد رسمی می‌شود.

در این 21 کشور با درآمد بالا در سال‌های 2001 ـ 1999 یونان و ایتالیا در مقام نخست با 30 و 27 درصد قرار دارند. در گروه میانی کشورهای اسکاندیناوی و در پایین‌‌ترین حد ایالات متحده و استرالیا با 10 درصد قرار دارد و این مقدار برای سوئیس 9 درصد است.

وضعیت ایران

اقتصاد زیرزمینی سابقه طولانی در ایران هم به عنوان منبع سرمایه در بازار و همچنین میدانی مناسب برای فرار از پرداخت مالیات و انجام فعالیت های غیرقانونی دارد . در سال های پس از انقلاب ، كاهش شفافیت در نظام پولی و مالیاتی باعث گسترش اقتصاد زیرزمینی شد . با این حال هنوز هم نمی توان حجم این نوع اقتصاد را در جامعه به صورت دقیق اعلام كرد .

اقتصاد دانان بانك مركزی ایران شیوه جدیدی را برای برآورد حجم اقتصاد زیرزمینی ارائه كرده اند . آنها در این شیوه جدید دو

مفسد اقتصادی

 عامل مهم را مورد ارزیابی قرار می دهند ، متوسط تقاضای سالانه پول توسط مردم و مابه التفاوت هزینه های یك خانواده متوسط و درآمد آن خانواده . همچنین افزایش نقدینگی در جامعه نشان دهنده افزایش حجم اقتصاد زیرزمینی است چون اغلب معاملات اقتصادی ثبت نشده با پول نقد انجام می شود . همچنین هنگامی كه هزینه های یك خانواده به طور مداوم از درآمد های آن بیشتر است درحالی كه میزان بدهی های خانواده افزایش نمی یابد ، باید به این نتیجه رسید كه منابع پنهانی برای تأمین كسری بودجه خانواده وجود دارد . بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول (IMF)، یک درصد رشد اقتصاد زیرزمینی در کشورهای توسعه یافته، به دلیل آن که منجر به رشد مبادلات و در نتیجه گردش درآمد در جامعه می شود، باعث پدید آمدن رشد اقتصاد حدوداً ۳/۰ درصدی می شود. حال آن که به دلیل تمرکز بیش از حد دولت بر اقتصاد ایران، رشد اقتصاد زیرزمینی، بخش عمده ای از درآمدهای مالیاتی دولت را حذف می کند که کاهش سرمایه گذاری های عمرانی و زیرساختی، یکی از نتایج منفی آن خواهد بود. بر اساس گزارش دیگری از IMF، حجم اقتصاد سایه بر حسب درصدی از محصول ناخالص داخلی (GDP) در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، معادل ۱۴ تا ۱۶ درصد، در اقتصادهای در حال گذار رقمی بین ۲۱ تا ۳۰ درصد و در اقتصادهای در حال توسعه، چیزی حدود ۳۵ تا ۴۴ درصد GDP است.

اقتصاد زیرزمینی در حال رشد كشور ، فعالیت های اقتصادی داخلی را تحت الشعاع خود قرار می دهد . از نقطه نظر منفی ، گسترش اقتصاد زیرزمینی ، خزانه دولت را از دریافت درآمد های مالیاتی محروم می كند و باعث افزایش كسری بودجه و پراكنده شدن سرمایه گذاری بخش خصوصی می گردد و در نتیجه برای ارائه خدمات دولتی به وام های كلان نیاز است .

هرچه اقتصاد زیرزمینی بیشتر گسترش یابد به همان میزان خدمات عمومی ارائه شده ، ضعیف تر و نامناسب تر می شود . همچنین مشكلاتی كه به دلیل طبیعت غیرقانونی این فعالیت ها به وجود می آید باعث به هدر رفتن منابع می شود .

وجود اقتصاد زیرزمینی آمارهای رسمی را بی اعتبار می‌سازد و سیاست‌ها و برنامه‌هایی که براساس این آمارهای اتخاذ می‌شوند نامناسب خواهند بود.

معاملات غیرشفاف و پنهانی باعث به وجود آمدن مافیا های خصوصی و ایجاد ارعاب و وحشت و حتی حملات تروریستی از سوی آنان در داخل و خارج كشور می شود .

همچنین اقتصاد زیرزمینی با ایجاد اختلال و تحریف در تولید ناخالص داخلی به ویژه در سیستم توزیع داخلی باعث از بین رفتن نظارت و ناتوانی در اتخاذ سیاست های اقتصادی صحیح می شود . با توجه به اینكه تنها عده محدودی از این فعالیت ها بهره می برند ، اثرات منفی آن روی ثروت های شهروندان سالم بسیار زیاد است . اما از نقطه نظر مثبت در مورد ایران ، تداوم و انعطاف پذیر بودن بخش غیررسمی اقتصاد ، شاید فعالیت های اقتصاد ملی را انعطاف پذیر كند . به عنوان مثال استقلال مالی شبكه های اعتباری بازار از بانك های دولتی باعث ایجاد نوعی ثبات در زمان بحران های مالی پیش بینی نشده می شود . همچنین با توجه به اینكه شبكه اعتباری بازار براساس روابط انسانی و اعتماد نسبت به یكدیگر بنا شده ، این شبكه باعث كاهش هزینه های اطلاعاتی و اجرایی می شود . علاوه بر این افرادی كه قادر به یافتن شغل در بخش رسمی اقتصاد جامعه نیستند می توانند در بخش غیررسمی مشغول به كار شوند . در مجموع ، اقتصاد زیرزمینی اثر منفی روی اقتصاد كشور دارد چون این نوع اقتصاد باعث به هدر رفتن منابع ، رعایت نكردن اولویت ها در سرمایه گذاری ، تزریق شوك منفی به پیشرفت اقتصادی و ایجاد مانع در راه برقراری نظارت شایسته می شود

این موضوع هم مثل سایر آفات اقتصادی قطعا با توجه بی قید و شرط به قانون حل خواهد شد. به علاوه باید در اقتصاد رسمی شرایط به گونه ای تنظیم شود که انگیزه ای برای فعالیتهای غیر رسمی برای تجار و بازرگانان فراهم نشود. به نظر میرسد که شفافیت بازار سهم بسزایی در این مسئله داشته باشد.

 


منبع:

آفتاب

شادا

تبیان زنجان




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 12:03 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

فساد اقتصادی موجب فساد اجتماعی می‌شود

دیدار آیت الله مکارم شیرازی با اعضاء سازمان تبلیغات اسلامی قم

به گزارش مرکز خبر حوزه، حضرت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی با تاکید بر اقتصاد سالم و کسب و کار حلال، گفتند: فساد اقتصادی باعث فساد اجتماعی می‌شود چون وقتی دزدی، کلاهبرداری و کم فروشی رایج شود، اقتصاد جامعه خراب و به فساد کشیده می‌شود. 

معظم‌له دیروز بعد از فریضه ظهر و عصر در سلسله مباحث تفسیر قرآن ویژه ماه مبارک رمضان در حرم مطهر حضرت معصومه‌ سلام الله علیها، به سرنوشت اصحاب مدین اشاره و اظهار داشتند: اصحاب مدین همان قوم حضرت شعیب هستند که شرح حال آنها در سوره هود بیان شده است.

ایشان با اشاره به بعضی بی‌عدالتی‌ها در کمیت و کیفیت کالاها در کشور، گفتند: متاسفانه کار زشتی در سراسر کشور عادت شده صندوق‌های میوه‌ای که می‌فروشند میوه‌های خراب را در زیر قرار می‌دهند و خوب را در بالا قرار می‌دهند و بدین وسیله مشتری را فریب می‌دهند، این گونه عمل کردن در معامله باعث قحطی، خشکسالی می‌شود.

این مرجع تقلید با بیان این که اسلام مخالف عرضه کالای بی کیفیت است و آن را حرام می‌داند، تصریح کردند: معامله‌ای حلال است و برکت دارد که کیفیت و کمیت و در آن رعایت باشد.

ایشان خاطرنشان کردند: در معامله عدالت داشته و راستگو باشید و روزی را از خدا بخواهید؛ زیرا روزی دهنده خداست و برکت به دست او است.

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی با بیان این که متاسفانه امروز دروغ ابزار بعضی‌ افراد در معاملات شده است، تصریح کردند: به اجناس داخلی برچسب خارجی می‌زنند، این غش در معامله و حرام است.

ایشان با بیان این که امیرالمومنین‌ علیه السلام هر روز بر سر در بازار ایستاده و مردم را به خدا ترسی، عدالت، عدم سخت‌گیری، حوصله، عدم قسم‌خوردن، نگفتن دروغ، توجه به افراد کم در آمد و درستی در کیل و میزان دعوت می‌کردند، خاطرنشان کردند: حضرت علی‌ علیه السلام با این کار خود هر روز چنان می‌کرد که همه مردم در مسایل اقتصادی راستگو بوده و دچار فساد و خیانت نشوند، تا جامعه خراب به بیراهه کشیده نشود .

ایشان افزودند: انبیا و پیامبرانی که از سوی خدا برای هدایت بشر آمده‌اند با بت‌پرستی به صورت جدی مبارزه کرده‌اند و این مبارزه در میان همه آنان مشترک بوده است.

این مرجع تقلید خاطرنشان کردند: مبارزات پیامبران در میان قوم خود بعضاً متفاوت بوده است، مانند این که قوم شعیب انحرافاتشان در مسایل اقتصادی از قبیل کم‌فروشی در معاملات بوده که آن حضرت با آنان به مبارزه برخاسته است.

معظم‌له با اشاره به آیات قرآن کریم درباره قوم شعیب یادآور شدند: خداوند در قرآن می‌فرماید ما به سوی قوم مدین برادرشان شعیب را فرستادیم و او نیز به آنان گفت؛ خدا را پرستش کنید و هیچ معبودی جز خدا نیست و در معامله‌ای که انجام می‌دهید کم فروشی نکنید و فساد در معامله نداشته باشید.

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی ادامه دادند: حضرت شعیب به آنان تاکید کرد که اگر از این کارها است برندارید عذاب الهی شما را احاطه خواهد کرد.

این مرجع تقلید اظهار داشتند: در آمدی که از راه فریب در معامله حاصل شود، مشکل شرعی دارد و با آن نمی‌توان اعمال عبادی را انجام داد.

معظم‌له در بخش دیگری از سخنان خود به بحث استخاره اشاره و گفتند: استخاره جنبه نیمه شرعی دارد، اما خیلی از خانواده‌ها در امر ازدواج گرفتار آن می‌شوند.

ایشان افزودند: استخاره در حالی است که انسان حیران و سرگردان است و اگر خواستگاری برای فرزند شما آمده و آدم خوبی است، توکل به خدا کنید، این جای استخاره نیست.

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی خاطرنشان کردند: فرضا که استخاره کردیم و بد آمد اما آن شخص آدم خوبی بود راه حل‌اش این است که ازدواج را یک ماه به تاخیر اندازید و پس از آن صدقه داده و توکل بر خدا کنید و با این راه‌ حل، بن بست و شکل در امر ازدواج جوانان حل خواهد شد.




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 12:01 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

چگونگی تنظیم دخل و خرج دولت


همگی ما درباره تاخیر در بودجه سال 90 شنیده ایم و غیر از آن هم بودجه عبارتی است که زیاد به گوشمان میخورد. شما از بودجه چه میدانید؟


بودجه

بودجه چیست؟ چه اثری در اداره کشور و وضعیت جامعه دارد؟ با چه اصولی تهیه و تدوین می شود؟ در این نوشتار قصد داریم که به اختصار درباره این موارد صحبت کنیم.

کلمه بودجه از زبان فرانسه ریشه گرفته و سپس در زبان های انگلیسی و فارسی وارد شده است. معنایی لغوی آن کیف یا کیسه ی چرمی است که صورت دریافت ها و پرداخت های کشور را در آن قرار می دهند. بودجه به مفهوم کلی برنامه کار وضعیت مالی یک شخص، یک خانواده ، یک سازمان و یا یک جامعه را برای آینده دور و نزدیک مشخص و ترسیم می نماید. البته آنچه در ذهن ما به عنوان بودجه وجود دارد همان بودجه دولت است که تعریف ساده آن می شود سند دخل و خرج و دولت. هدف بودجه به طور خلاصه به شرح زیر است:

1-پیش بینی درآمدها و مخارج

2-مقایسه عملکرد واقعی و پیش بینی شده در بودجه در آینده

به عبارتی بودجه برنامه مالی دولت برای یك سال مالی می باشد كه شامل پیش بینی درآمدها و منابع تامین اعتبار و هزینه های یك دستگاه می باشد.

مراحل تنظیم بودجه را می توان به شکل زیر خلاصه کرد:

1- تهیه ، تنظیم و پیشنهاد بودجه

2- مرحله تصویب بودجه

3- مرحله اجرای بودجه

4- مرحله نظارت بر بودجه

هر نظام بودجه ای اعم از وسیع یا محدود علاوه بر ویژگی های خاص خود می باید سه مشخصه زیر را نیز در برداشته باشد:

1- چه باید کرد و چگونه باید انجام داد وباید چه آثار و نتایجی را به دست‌آورد؟

2- هزینه ها و درآمدهای ناشی از کلیه عملیات چه طور خواهد بود و به چه نحو تأمین می شود؟

3- از آغاز تا پایان دوره آن چه تحولاتی کمی یا کیفی در وضعیت به وجود خواهد آمد؟

بودجه برنامه مالی دولت برای یك سال مالی می باشد كه شامل پیش بینی درآمدها و منابع تامین اعتبار و هزینه های یك دستگاه می باشد

انواع روشهای بودجه ریزی:

الف: بودجه متداول – که قدیمی ترین نوع بودجه ریزی است که هیچ هزینه ای از اعتبارات مصوب تجاوز ننماید.

ب – بودجه ریزی برنامه ای: در این روش عملیات دستگاه های اجرایی به شکل برنامه کار تنظیم می شود.

ت – بودجه ریزی به صورت عملیاتی

حقیقت این است که خط مشخصی نمی توان بین بودجه برنامه ای  و بودجه عملیاتی رسم کرد زیرا که در واقع بودجه عملیاتی مرحله پیشرفته تری از بودجه برنامه ای است به عبارتی اساس بودجه عملیاتی  بر پایه چهار اصل زیر استوار است:

الف – روش اندازه گیری کار

ب- حسابداری قیمت تمام شده

ت – استفاده از فرم ها

ث – استفاده از استاندارد

اصول بودجه بر تهیه، تنظیم و پیشنهاد لایحه‌ی بودجه به دست دولت و همچنین تصویب آن توسط نمایندگان مجلس اصولی

بودجه

 مترتب است که عبارتند از: 1)سالیانه بودن بودجه 2) وحدت بودجه 3) جامعیت بودجه 4) شاملیت یا تفصیل 5) تخصیص و عدم تخصیص 6) انعطاف پذیری 7) تخمینی بودن 8) تعدیلی بودن 9) تعادل.

اصل سالیانه بودن: چون بودجه به عنوان یک برنامه کوتاه مدت مطرح می باشد.

اصل وحدت بودجه: برای آن که کارهای مکرر و پراکنده موجب اتلاف وقت دولت و مجلس نشود در این اصل توصیه می شود یک بار بودجه واحدی در یک مجموعه به تصویب برسد.

اصل جامعیت بودجه:‌ منظور از این اصل این است که دستگاه هایی که دارای درآمد می باشند نبایستی هزینه های خود را از این درآمدها کسر و الباقی درآمد را در بودجه منظور نمایند.

اصل شاملیت بودجه: ‌منظور از این اصل این است که دستگاه هایی که دارای درآمد می باشند نبایستی هزینه های خود را از این درآمدها کسر و الباقی درآمد را در بودجه منظور نمایند.

اصل تخصیص: بر اساس این اصل تمامی ارقام مندرج در قوانین بودجه بایستی به همان صورتی که در قانون بودجه و جداول مربوط به‌آن تعیین گردید، به تصویب نمایندگان مجلس رسیده است.

اصل انعطاف پذیری: تغییر و جابه جایی در فصول هزینه و برنامه‌های دستگاه بدون آنکه در جمع اعتبارات مصوب تغییر ایجاد شود

اصل تعادل: این اصل به حفظ موازنه‌ی میان درآمدها و مخارج اشاره دارد به طوری که دولت بتواند بدون استقراض تعهدات مالی خود را بپردازد.

دو حالت عدم تعادل برای بودجه متصور است. مازاد بودجه که به معنی فزونی درآمدها بر هزینه هاست و کسری بودجه که عکس آن است. و البته برای دولتها اغلب حالت دوم رخ می دهد. که البته اتفاق خوبی نیست . چرا که راه هایی که دولت برای رفع آن به کار میبرد اغلب اقتصاد را با مشکلاتی مواجه میکند.

اگر كسری بودجه از طریق استقراض از نظام بانكی تأمین شود، این امر به معنی افزایش نقدینگی و به دنبال آن افزایش نرخ تورم خواهد بود.

راههای رفع کسری بودجه:

الف: استقراض از نظام بانكی

ب: استقراض داخلی از طریق انتشار اوراق قرضه

ج: استقراض از خارج

اگر كسری بودجه از طریق استقراض از نظام بانكی تأمین شود، این امر به معنی افزایش نقدینگی و به دنبال آن افزایش نرخ تورم خواهد بود.

از سوی دیگر اگر كسری بودجه از طریق استقراض داخلی یا انتشار اوراق قرضه جبران شود، این مسأله به مفهوم افزایش تقاضای دولت برای اعتبارات است كه اولین تأثیر آن در بازار پولی افزایش نرخ بهره و به دنبال آن كاهش سرمایه گذاری بخش خصوصی می باشد.و بالاخره اگر كسری بودجه از طریق منابع خارجی تأمین شود این امر به كسری در حساب جاری منجر شده كه در نهایت می تواند به بحران بدهی ها دامن بزند

مسئله آخر نظارت بودجه ای است یعنی روش رسیدگی به جریان مخارج و دریافت ها در مقابل هدف های مقرر در بودجه. حالا که کمی درباره بودجه میدانیم بهتر درک می کنیم که توجه به بودجه تنظیم شده و براورده کردن اهداف مرتبط با آن از چه اهمیتی برخوردار است. مسئله ای که به نظر میرسد در همه دولتها مغفول مانده و هر جا که مشکلی پیش امده بدون توجه به بودجه تعیین شده اقدام به سیاستگذاری و تصمیم گیری کرده اند.

 


منبع:

نسیم جنوب

خبرگزاری موج

تبیان زنجان




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 12:00 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کنترل نقدینگی، مهم و ضروری

تورم

بخش اقتصاد- در مطالب قبلی راجع به اهمیت کنترل نقدینگی و اتخاذ سیاستهای بلندمدت مناسب از جانب دولت صحبت کردیم.نظر به اهمیت موضوع کمی بیشتر در این باره بحث می کنیم.

در این خصوص ابوالقاسم حكیمی پور در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس اظهارداشت: ایران به لحاظ رشد نقدینگی، جزو 15 كشور اول جهان است، عامل اصلی و قلب تپنده این مسأله  نیز رشد نقدینگی و كسری بودجه است.

وی با بیان اینكه با كنترل دو عامل مذكور، تورم تك رقمی می شود،افزود: با هدفمندی یارانه ها و تزریق نقدینگی به جامعه،(رشد) نقدینگی افزایش یافته و حتی ممكن است به بالای 32 درصد برسد.

این اقتصاددان اضافه كرد: رشد نقدینگی نیز خود به افزایش تورم می انجامد، مگر اینكه سیاستهای پولی و بانكی اتخاذ شود كه این اتفاق رخ ندهد.

وی با اشاره به اینكه دولت حركتهایی در این خصوص صورت داده است، افزود: برای مدیریت نقدینگی، حركتهایی مانند پرداخت سود به رسوب یارانه ها و اختصاص جوایزی در قالب تسهیلات به كالاهای با دوام، گرچه لازم ولی كافی نیست،چرا كه در بلند مدت نمی تواند مانع از افزایش نقدینگی شود.

حكیمی پور با بیان اینكه 90 درصد سرمایه پولی كشور در اختیار سیستم بانكی كشور است، اظهارداشت: باید طوری برخورد شود كه نقدینگی به جامعه تزریق نشود و با تشویق مردم به پس انداز سرمایه ای بتوان به كنترل نقدینگی موجود در جامعه پرداخت.

وی در پاسخ به این سؤال كه بنابر نظر برخی كارشناسان، از آنجا كه یارانه پرداختی به مردم همان مبالغ جمع آوری شده از آنها است، بنابراین به افزایش نقدینگی نمی انجامد افزود: در اخذ پول از مردم، سرعت گردش پول كم است و تزریق مجدد آن، سرعت گردش پول را افزایش می دهد.

در صورتی كه دولت به دلیل بروز مشكل در تأمین بودجه دچار كسری بودجه شود و نتواند به تعهداتی كه برای خود ایجاد كرده است عمل كند، حجم نقدینگی و تورم در اقتصاد افزایش خواهد یافت

این كارشناس اقتصادی با بیان اینكه در رشد نقدینگی، افزایش سرعت گردش پول همانند افزایش حجم نقدینگی موثر است، اظهارداشت: از آنجا كه با اجرای هدفمندی یارانه ها، سرعت گردش پول افزایش می یابد، بر این اساس با این حركت، موجبات رشد نقدینگی فراهم می شود.

وی با اشاره به ایجاد آمادگی های لازم برای اجرای قانون گفت: در حال حاضر تمام وزارتخانه های اقتصادی همچون وزارت اقتصاد، سیستم بانكی، وزارت صنایع و جهاد كشاورزی برای اجرای قانون هدفمندی یارانه بسیج شده اند و حتی برای كنترل و مدیریت اختلالات ارزی در بانك مركزی شورای مدیریت بحران ایجاد شده است.

حکیمی پور همچنین به حركتهایی مانند بسیج 100هزار نفر برای نظارت بر قیمتها، آمادگی برای واردات كالاهایی كه قیمتشان دچار افزایش می شود و همچنین كاهش تعرفه گمركی برخی كالاها اشاره كرد كه برای جلوگیری از افزایش قیمت و تورم پیش بینی شده اند.

تورم

وی گفت: با وجود این آمادگیها، به دلیل اختلافات موجود در هیأت دولت آنهم بر سر برخی مشكلات اجرایی در مسیر اجرای قانون، این حركت را با تأخیر روبرو كرده است. تا رفع این مشكلات اجرایی، به نظر نمی رسد كه تأخیر در اجرای قانون، به بروز انتظارات تورمی بیانجامد، چرا كه بررسی تغییرات قیمتی صورت گرفته در ماههای اخیر، از یك تغییر طبیعی حکایت دارد.

اما این صحبتها قطعا به معنای رد کامل تزریق نقدینگی به جامعه نیست. بلکه بر رعایت ضوابط و راهکارهای مناسب در انجام این مهم تاکید دارد.بر همین اساس محمود الله ‌یاری در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی باشگاه خبری فارس در خصوص راهكار‌های كنترل نقدینگی در زمان اجرای قانون هدفمندی یارانه ‌ها، اظهار داشت: در زمان اجرای این قانون با توجه به اصلاح قیمت‌های نسبی، قیمت كالا‌ها و خدمات به دلیل افزایش هزینه تولید افزایش خواهد یافت و باید متناسب با افزایش هزینه ‌ها نقدینگی به شكل عادلانه توزیع شود.

وی افزود: با اجرای این قانون و اصلاح قیمت‌های نسبی در صورتی كه سطح درآمد و دستمزد متناسب با آن افزایش یابد، قدرت خرید مصرف ‌كننده تغییر نمی ‌كند و مازاد تقاضا و عرضه وجود نخواهد داشت. این كارشناس اقتصادی ادامه داد: اما با اجرای هدفمندی یارانه‌ها قیمت تمام شده كالا‌ها و خدمات افزایش می ‌یابد و در قبال آن باید برای حفظ قدرت خرید مصرف‌ كنندگان نقدینگی را عادلانه توزیع كرد.

90 درصد سرمایه پولی كشور در اختیار سیستم بانكی كشور است و باید طوری برخورد شود كه نقدینگی به جامعه تزریق نشود و با تشویق مردم به پس انداز سرمایه ای بتوان به كنترل نقدینگی موجود در جامعه پرداخت.

الله ‌یاری اظهار داشت: در صورتی كه دولت به دلیل بروز مشكل در تأمین بودجه دچار كسری بودجه شود و نتواند به تعهداتی كه برای خود ایجاد كرده است عمل كند، حجم نقدینگی و تورم در اقتصاد افزایش خواهد یافت و از طرف دیگر با توجه به تعهداتی كه دولت برای پرداخت یارانه‌ نقدی ایجاد كرده ممكن است منجر به افزایش تقاضا و تورم شود.

نمودار

وی در پاسخ به این سؤال كه برخی از كارشناسان معتقدند برای جلوگیری از ركود اقتصادی در زمان اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها باید رشد نقدینگی متناسب با نرخ تورم افزایش یابد، گفت: در صورتی كه افزایش تورم ناشی از افزایش هزینه باشد این استدلال درست است و باید از طریق تزریق نقدیگی جبران شود تا عرضه و تقاضا به تعادل برسد؛ اما با توجه به اینكه تزریق نقدینگی در اقتصاد به شكل ناعادلانه‌ ای توزیع می ‌شود هدف اصلی دولت كه ایجاد عدالت اقتصادی است محقق نخواهد شد.

این كارشناس اقتصادی در خصوص راهكارهای كنترل نقدینگی در زمان اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، با بیان اینكه دو راهكار پیش ‌روی بانك مركزی است، اظهار داشت: یك راهكار اعمال سیاست‌هایی مانند اعطای تسهیلات در قالب خط اعتباری به بخش‌های مختلف اقتصادی از جمله صنعت، خدمات، بازرگانی، مسكن، صنایع و كشاورزی و ابزار دیگر اعمال سپرده قانونی است.

به اعتقاد این اقتصاددان در صورتی كه بانك مركزی و دولت در بسته سیاستی خود برای سال آینده قصد حمایت از تولید را دارد باید روند پرداخت تسهیلات به بخش‌های مشخص شده را به شدت كنترل كند تا منابع برای اهداف مشخص شده اختصاص یابد.

الله ‌یاری تصریح كرد: اگر بانك مركزی برای رونق كسب و كار در اقتصاد، سیاست تزریق نقدینگی به تناسب افزایش قیمت تمام شده و تورم را اتخاذ كند، با تغییر نرخ سپرده قانونی یا سیاست‌ های اعتباری خود می ‌تواند حجم نقدینگی را تغییر دهد.

تکرار این نکته خالی از لطف نیست که این مطالب به معنای نفی تلاشهای کنونی دولت برای کنترل تورم ناشی از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها نیست اما این سیاسیت ها همگی در زمره سیاست های بلند مدت هستند در حالیکه برای اجرای درست طرح و جلوگیری از ایجاد فشار بر اقشار کم درآمد ناگزیر از اتخاذ سیاست های بلند مدت هستیم

خبرگزاری فارس

مطالب مرتبط:




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:56 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

نسخه نجات اقتصاد ایران


آنچه در این مقاله بررسی خواهد شد نکته‌ای است که سال‌هاست اقتصاد ایران از آن غفلت می‌کرده است و آن چیزی نیست جز دانستن این مفهوم که پول نامعتبر ظرفیت سازی نمی‌کند.
 اقتصاد- ایران

زمانی که به مسائل اقتصاد ایران نگاه می‌کنیم، پارادوکس های عجیبی را مشاهده می‌کنیم، ازجمله سوددهی شرکت‌های زیان ده (چگونه شرکتی که ناکارآمد است به جای آن که ورشکست شود، سود تولید می‌کند!؟)، پارادوکس نقدینگی (کمیابی نقدینگی در عین افزایش درآمدهای ارزی)، حجم عظیم دلارهای نفتی و افزایش ضریب جینی و نرخ رشد پایین و...

هر اقتصاددانی قائل بر این است که انباشت سرمایه کمک به افزایش سرمایه گذاری و به تبع آن افزایش تولید و بهتر شدن عدالت می‌کند. این در حالی است که در اقتصاد ایران با وجود دلارهای عظیم نفتی (ظرف سال‌های 1384 تا 1389 مجموع درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت و گاز ایران از مرز افسانه‌ای 500 میلیارد دلار عبور کرده و امسال نیز با تداوم روند کنونی، مرز 600 میلیارد دلار را پشت سر خواهد گذاشت) نه تنها شاهد افزایش چشمگیر رشد و اشتغال (بنا بر آمارهای مرکز آمار ایران) نبوده‌ایم بلکه شکاف طبقاتی هم افزایش یافته است (ضریب جینی از مرز 0.39 به بالاتر از 0.40 رسیده است)؛ و عجیب‌تر آنکه در این سال‌ها شاهد فریادهای بی‌شمار بخش خصوصی بر کمبود نقدینگی نیز بوده‌ایم. چه طور ممکن است که پول بیشتر منجر به توسعه‌نیافتگی بیشتر شود و حتی پول بیشتر نیاز به پول را تشدید کند؟

ساز و کار اقتصاد ایران به کلی با آنچه در تئوری‌های سطح توسعه بیان شده است متفاوت است. افزایش منابع مالی، کمبود منابع مالی را تشدید می‌کند و از این رهگذر است که گفته می‌شود زمانی که بیشترین درآمدها را از صادرات نفت داریم باید بیشترین نگرانی‌ها را نسبت به آینده‌ی اقتصاد ایران داشته باشیم.

آنچه باعث شده است اقتصاد ایران با وجود منابع زیرزمینی فراوان نتواند باز هم با کمبود منابع مالی مواجه شود، به وجود همین منابع زیر زمینی بر می‌گردد. پول‌های حاصل از منابع زیر زمینی با پول‌های حاصل از فروش فراورده‌های دانش بنیان بسیار متفاوت است.

آنچه باعث شده است اقتصاد ایران با وجود منابع زیرزمینی فراوان نتواند باز هم با کمبود منابع مالی مواجه شود، به وجود همین منابع زیر زمینی بر می‌گردد

سال‌هاست که اقتصاد ایران به علت نفت، به درآمدهای نفتی متکی شده است و پول‌های نفتی که نگارنده از آن به عنوان پول‌های نامعتبر یاد می‌کند سال‌هاست بر اقتصاد ایران چنبره زده است و عاملی برای عقب‌ماندگی اقتصاد ایران شده است. تعجب از اینکه چرا با وجود دلارهای عظیم نفتی هم چنان عقب مانده‌ایم از آن جا ناشی می‌شود که هر نوع پولی را عامل توسعه‌یافتگی می‌دانیم؛ به عقیده‌ی نگارنده تنها پول‌هایی معتبر است که ظرفیت سازی می‌کند و بنیه‌ی تولیدی را تقویت می‌کند، چرا که از ارتقاء بنیه‌ی تولیدی سرچشمه می‌گیرد و عاملی برای تشویق بنیه‌ی تولیدی می‌شود و این در حالی است که درآمدهای نفتی از رانت سرچشمه می‌شوند و تنها پوششی برای کاستی‌های تولید می‌باشد و این جاست که می‌توان این گونه گفت که پول‌های نامعتبر می‌توانند ظرفیت سوزی نمایند چرا که تولید را وابسته به پول‌هایی می‌کند که عامل تشویقی برای ارتقاء بنیه‌ی تولیدی نیست. توجه به این آمار بیشتر آنچه مد نظر نگارنده است را بیان می‌دارد : در ژاپن 87 درصد رشد تولید ناخالص داخلی (GPD) از طریق مغز افزارها و فقط 13 درصد آن از طریق منابع فیزیکی به دست می‌آید، حال آنکه در ایران حدود 78 درصد از رشد تولید ناخالص داخلی مربوط به منابع فیزیکی است.

چه چیز باعث شده است که توجه ما به نیروی انسانی کاسته شود و به جای آن به سرمایه‌های فیزیکی دل خوش نماییم؟

اقتصاد -ایران

نفت و درآمدهای نفتی باعث شده است راه حل برون مرزی برای توسعه خود انتخاب نماییم به بیان دیگر استراتژی توسعه وارداتی از طریق واردات ماشین آلات و تجهیزات خارجی را بر گزیده‌ایم نکته‌ی مهم این جاست زمانی که به موازات سرمایه‌های فیزیکی، سرمایه‌های انسانی به جلو حرکت نکند، سرمایه گذاری در امر تولید از طریق واردات خارجی، عنصر وابستگی را در کشور تقویت خواهد نمود و این همان چیزی است که عامل عقب‌ماندگی اقتصاد ایران شده است. عنصر وابستگی سبب شده است تولید وابسته به ارز نفتی گردد و زمانی که تولید وابسته به ارز می‌شود، اقتصاد به طور اجتناب ناپذیر نفتی می‌گردد به گونه‌ای که همواره نیازمند به توسعه‌ی نفت و گاز جهت ارز آوری و هدایت آن ارزها به بخش‌های تولیدی خود خواهیم بود.

به عقیده‌ی نگارنده نقطه‌ی برون رفت ما از شرایط عقب‌ماندگی ایجاد شده از سرمایه گذاری در امر نیروی مغزی و هدایت آنها به سمت تولید آغاز خواهد گشت. فرایندی که آن ‌را تحقیق و توسعه نام می‌نهند. تحقیق به معنای اکتشافات و ابداعات و عمق بخشی به دانش و توسعه به معنای تبدیل این اکتشافات به نوآوری‌ها توسط کارآفرینان ماهر و متخصص می‌باشد. توجه به تحقیق و توسعه این امکان را برای اقتصاد ایران فراهم خواهد نمود که از باتلاق وابستگی به ارز، نفت و تکنولوژی خارجی رهایی یافته و خود سکان توسعه و پیشرفت خود را در دست گیرد و حتی خود در امر نوآوری پیشتاز شده و جزء کشورهای توسعه یافته قرار گیرد. برای آنکه پول نامعتبر به پول معتبر تبدیل شود و نقش ظرفیت سازی داشته باشد ضروری است درآمدهای نفتی در امر تحقیق و توسعه به کار گرفته شود و از تبدیل ارز به واردات کالاهای سرمایه‌ای اجتناب شود چرا که تولید وابسته به ارز و پول نامعتبر خواهد شد و این در حالی است که اگر درآمدهای نفتی صرف توسعه انسانی و فعالیت‌های تحقیق و توسعه گردد، وابستگی تولید به نفت و ارز و تکنولوژی خارجی از بین خواهد رفت چرا که ادامه‌ی تولید به دست و به اتکای خود انجام خواهد پذیرفت.

پول‌های نامعتبر می‌توانند ظرفیت سوزی نمایند چرا که تولید را وابسته به پول‌هایی می‌کند که عامل تشویقی برای ارتقاء بنیه‌ی تولیدی نیست.

بنابراین تنها راه نجات ایران است که پول‌های غیر معتبر توسط دولت صرف انجام اموری شود که باعث خلق پول‌های معتبر می‌شود به عبارتی دولت از طریق رانت، موسسه‌های r&d (تحقیق و توسعه) را توسعه دهد تا محصولات آن که دانش و تکنولوژی می‌باشد درون تابع تولید قرار گیرند و با ایجاد ارزش افزوده کمک به خلق پول‌های معتبر کنند تا از این ناحیه پول‌های غیر معتبر از صحنه‌ی اقتصاد ایران رخت بر بندد. 




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:48 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

روایتی در فراغت


در اقتصاد امروزی با مفاهیم دارای ارزش مثبت و منفی رو به رو هستیم. مثلاً استقراض خارجی، کاهش تولید، رشد منفی، بیکاری و تورم، دارای بار منفی و درمقابل، خودکفایی، اشتغال، رشد مثبت، افزایش صادرات، دارای ارزش مثبت می باشند. فراغت (Leisure) در کدام گروه جای دارد؟ آیا فراغت همان بیکاری است؟ رابطه ی آن با عرضه ی کار چیست؟ اقتصاد غرب و اقتصاد اسلامی چه قضاوتی در مورد آن دارند؟ معادل فراغت در متون دینی چه کلمه ای است؟ این نوشتار، به دنبال پاسخ به این سؤالات است.
بیکاری

الف) بیکاری (Unemployment)

هرگاه عرضه ی نیروی کار بر تقاضای آن افزونی یابد، کارگران حاضرند با حقوق و دستمزد رایج در جامعه مشغول به کار شوند؛ اما کار برای آنها وجود ندارد. در اقتصاد، بیش ازهشت نوع بیکاری تعریف شده است که مشهورترین آنها بیکاری ارادی و بیکاری غیرارادی است.

اگر با سطح حقوق معین، افراد، حاضر به کار کردن نباشند و با اختیار خود بیکاری را انتخاب نمایند، در این صورت درجامعه ی مورد نظر، بیکاری ارادی (valuntary unemployment ) به وجود می آید. فرض کنید فارغ التحصیلان رشته های فنی حاضر نباشند در مؤسسات خصوصی مشغول به کارشوند و احتمالاً به علت عدم امنیت شغلی، به دنبال مشاغل دولتی باشند، در نتیجه ترجیح می دهند بیکار باشند؛ اما گاهی اوقات، شخص حاضر است هر کاری را انجام دهد، ولی به علت عرضه ی فراوان نیروی کار و کمبود تقاضا کسی او را استخدام نکرده و بیکاری به طور ناخواسته به او تحمیل می شود. مثل شرایط فعلی جامعه ی ما که فارغ التحصیلان آموزش عالی، حاضر به کارهستند، امّا کاری برای آنها وجود ندارد. این نوع بیکاری را غیرارادی (Involuntary- unemployment) می نامند. علاوه بر اقسام فوق، می توان از: بیکاری اصطکاکی، بیکاری پنهانی، بیکاری سازمانی، بیکاری عمومی و بیکاری فصلی نیز نام برد.(1)

با توجه به معنای بیکاری ارادی باید رابطه بین دو مفهوم بیکاری ارادی و فراغت روشن گردد.

 

ب) بیکاری ارادی و فراغت

آیا این دو، مفهوم یکسان دارند؟ قطعاً پاسخ منفی است ؛ چون بیکاری در اقتصاد ، پدیده ای در ردیف استقراض، تورّم و امثال اینهاست که به قول «فیشر»، گاهی موجب بحران های سیاسی می گردد. (2) امروزه در بعضی از کشورها بیکاری و اعتصاب کارگران، مقدمه ای برای تبدیل وضعیت سیاسی شده که حتی به سقوط دولت ها نیز منجر می گردد. پس بیکاری، جنبه ی منفی دریک اقتصاد است؛ اما فراغت، به معنای «آسودگی و آسایش از کار و شغل» (3) است. یعنی کارگر، بخشی از کار خود را با فراغت عوض می کند. هر چه درآمد او افزون گردد، از میزان کار خود کاسته و بر فراغت می افزاید. به عبارت ساده تر، کسانی که درآمد بالاتری دارند، فراغت را با درآمد مبادله می کنند و کارشان کم تر از فراغت می شود.
بیکاری

در نمودار زیر، خط افقی، نشان دهنده ی مقدار کار در هر واحد زمان است و خط عمودی، گویای نرخ دستمزد در هر واحد زمان. هر چه درآمد از 1Y بالا رود از آسایش فرد کاسته شده، ساعت کار را بالا می برد و تا نقطه ی c افزایش می دهد؛ اما وقتی درآمد او به 4Y می رسد، چون درآمدش خیلی زیاد است، ترجیح می دهد کم تر کار کند و بیشتر استراحت و آسایش داشته باشد. لذا به نقطه D می رسد و روند صعودی منحنی عرضه ی کار، نزولی می شود. (4)

ارزش فراغت و آسایش در اقتصاد، به گونه ای است که حاضر است آن را با درآمد و پول عوض کند؛ اما هیچ کس، بیکاری را با پول عوض نمی کند. یعنی حاضر نیست درآمد را از دست بدهد و به جای آن بیکار شود. تفاوت اساسی فراغت و بیکاری در همین جاست. در بیکاری اصلاً کاری وجود ندارد؛ ولی در فراغت، کار هست، اما مقداری از آن را باید با فراغت عوض کرد (مثل تفریح و ورزش) تا بعد از تجدید قوا، شخص بتواند در صحنه ی کار، مؤثرتر واقع شود.

 ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:44 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

وضعیت فضای کسب و کار در ایران


امنیت کسب و کار و تجارت ضامن سلامت اقتصاد و رشد تولید است. اما ضرورت‌های بهبود فضای کسب و کار  چه هستند؟


وضعیت فضای کسب و کار در ایران

فضای کسب و کار از جمله شاخص‌های تعیین‌کننده وضعیت اقتصادی هر کشور است که با استناد به آن می‌توان به بررسی و تجزیه و تحلیل شرایط اقتصادی هر کشور پرداخت.

 تاثیر فضای کسب و کار مساعد بر افزایش جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی مشهود است. با وجود این، طی سال‌های پس از اعلام آمارهای جهانی از رتبه ‌بندی فضای کسب و کار در کشورهای مختلف، دیدگاه‌های متفاوتی در زمینه جایگاه کشورمان مطرح می‌شود. گرچه تازه‌ترین رده‌بندی جهانی حاکی از بهبود فضای کسب و کار و ارتقای جایگاه کشورمان از رده 137 به 129 جهانی است، با این وجود هنوز هم بسیاری از فعالان اقتصادی به‌ویژه بخش‌های خصوصی و غیردولتی با انتقاد از وضعیت فضای کسب و کار بر تلاش حداکثری برای بهبود شرایط کسب و کار در کشورمان تاکید دارند. این شرایط موجب شده است تا اکنون بهبود فضای کسب و کار با توجه به چالش‌های پیش روی اقتصاد کشور به ضرورتی انکار‌ناپذیر تبدیل شود. با این وجود به ‌نظر می‌رسد هنوز هم بسترهای مناسب برای ایجاد فضای امن سرمایه‌گذاری و کسب و کار در کشورمان چندان فراهم نبوده و برای رسیدن به جایگاه واقعی اقتصاد ایران در زمینه شاخص فضای کسب و کار، فراهم کردن برخی زیرساخت‌ها اجتناب‌ناپذیر است.

شاید بتوان در تعریف فضای کسب و کار گفت، آن دسته از عوامل مؤثر بر عملکرد بنگاه‌های اقتصادی را که مدیران و مالکان بنگاه‌ها نمی ‌توانند آنها را تغییر داده یا بهبود بخشند و خارج از اراده و اختیار آنهاست، فضای کسب و کار می‌ گویند. شاخص فضای کسب و کار یکی از پارامترهای مهم برای جذب سرمایه خارجی و تصمیم ‌گیری سرمایه‌گذاران محسوب می‌شود. در فضای نامناسب کسب و کار، بخش خصوصی ناگزیر به سمت اقتصاد زیرزمینی غیرمولد و غیررسمی سوق پیدا می‌کند، رشوه و فساد افزایش می‌یابد و زد و بند و تبانی در قراردادها و مزایده‌ها و مناقصه‌ها و خریدهای دولتی فراگیر می‌شود.

هدف ‌گذاری اسناد بالا‌دستی

براساس هدف‌ گذاری سند چشم‌انداز، کشور ما باید در سال 1404 به قدرت اول اقتصادی- علمی کشورهای منطقه تبدیل شود. متأسفانه از زمان تصویب سند چشم‌انداز تا به امروز که 6سال از مهلت 20ساله مسئولان اجرایی کشور برای تحقق این هدف مقدس و البته دست‌یافتنی سپری شده است، به‌دلیل توسعه شتابان و چشمگیر سایر کشورهای منطقه وضعیت کشور ما در بسیاری از شاخص‌ها نسبت به زمان تصویب سند چشم‌انداز نه‌ تنها ارتقا پیدا نکرده بلکه پس‌رفت هم داشته‌ است. رشد اقتصادی، نرخ اشتغال، درآمد سرانه، نرخ تورم و... در سال‌های اخیر گویای این واقعیت هستند، لذا حرکت در سال‌های باقیمانده برای جبران عقب‌ماندگی از مسابقه‌ای که با کشورهای منطقه داریم، بسیار سخت‌تر و ضرورتاً باید پرشتاب‌تر باشد. رسیدن به رشد اقتصادی 8 درصد، تورم و بیکاری تک‌رقمی و... شاخص‌هایی برای دستیابی به اهداف ترسیم شده بود.

آن دسته از عوامل مؤثر بر عملکرد بنگاه‌های اقتصادی را که مدیران و مالکان بنگاه‌ها نمی ‌توانند آنها را تغییر داده یا بهبود بخشند و خارج از اراده و اختیار آنهاست، فضای کسب و کار می‌ گویند.

اهدافی که محقق نشده است

طی سال‌های اخیر نتوانستیم به رشد متوسط 8 درصدی و نرخ بیکاری تک ‌رقمی برسیم و تراز تجاری نیز بهبود نیافت و رشد نقدینگی به جای مهار از 90 هزار میلیارد تومان سال 84 به 260 هزار میلیارد تومان رسیده است. همچنین میزان سرمایه خارجی به ‌رغم مزیت‌های فراوان به ‌ویژه در حوزه نفت و گاز در مقایسه با برخی از کشورهای منطقه از جمله عربستان با جذب 40میلیارد دلار و ترکیه با 27میلیارد دلار در حد پایینی قرار دارد و این در حالی است که فقط در بخش نفت و گاز کشور طی برنامه پنجم توسعه سالانه 50 میلیارد دلار و برای تحقق اهداف برنامه از جمله ایجاد حداقل یک میلیون شغل با درآمد کافی، سالانه 200میلیارد دلار سرمایه‌گذاری لازم است و در شرایط فعلی امکانات داخلی کمتر از نصف آن است. باید برای تامین کسری مورد نیاز علاوه بر اقدامات گسترده‌ای که در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل از یک سو و اصلاحات و تحولات به ‌ویژه اقتصادی از جمله کوچک‌ سازی‌ دولت، اجرای کامل قانون سیاست‌های اصل 44، توانمند‌سازی بخش خصوصی و خصوصی‌سازی‌ واقعی صورت گرفته، اقدامات دیگری مانند آزادسازی بازارهای کالا، خدمات، پول و سرمایه به عمل آید.

اصلاح زیر ساخت‌ها

وضعیت فضای کسب و کار در ایران

اصلاح قوانین مربوط به بازار کار از جمله قانون کار و تامین اجتماعی، مالیات، تصویب قوانین پشتیبان مورد نیاز مخصوصا ساماندهی تعطیلات رسمی، قانون تجارت و به‌ ویژه قانون بهبود فضای مساعد کسب و کار با شفافیت و صراحت تمام که از هرگونه برداشت سلیقه‌ای جلوگیری کند، گام‌های ضروری و مکمل اصلاحات مورد اشاره است. با توجه به ضرورت بهبود فضای کسب و کار و رابطه آن با روند توسعه خواهی، انجام اصلاحات لازم، از اولویت‌های کشور است. اگرچه سهم قوه مقننه در این حرکت مهم صرفاً پالایش قوانین و مقررات یا وضع قوانین جدید نیست بلکه نظارت بر اجرای قوانین و کنترل مسیر و نحوه حرکت و مقایسه مرحله‌ای میزان تحقق اهداف با برنامه مصوب و سند چشم‌انداز نیز فوق‌العاده مهم است.

قوه قضاییه علاوه بر حمایت قضایی از سرمایه‌گذاران باید از حقوق مالکیت به‌ویژه مالکیت معنوی حمایت کند و قوه مجریه هم باید در تطبیق نظام آموزشی کشور با نیازهای بازار کار نسبت به اصلاح نرخ ارز، تسهیل در دسترسی به تامین مالی، تثبیت رویه‌های اجرایی، کاهش دیوانسالاری، مبارزه با فساد اداری، مبارزه جدی با قاچاق کالا و اطلاع‌رسانی به‌روز و مناسب اقدام کند. در این صورت است که ارتقای رتبه 137فعلی ایران در میان 187کشور جهان امکان‌پذیر خواهد شد و رتبه رقابت‌پذیری اقتصاد که در حال حاضر پانزدهم در بین کشورهای منطقه است، بهبود خواهد یافت و راه برای جذب سرمایه خارجی و تحقق اهداف برنامه و سند چشم‌انداز هموار می‌شود. در غیر این صورت همان طور که در پایان برنامه چهارم مشخص شد، رشد اقتصادی به جای متوسط 8 درصد کمتر از سه درصد محقق شد و ایجاد فرصت‌های شغلی به جای حداقل 800 هزار شغل به 300 هزار شغل پایدار هم نرسید. همچنین تراز تجاری نه‌تنها بهبود نیافت بلکه نسبت واردات رسمی به صادرات سه‌ برابر و با احتساب قاچاق کالا 4 برابر شد. در همین حال رشد نقدینگی نیز از 90 هزار میلیارد به 260 هزار میلیارد رسید تا در پایان برنامه پنجم، آیندگان با چالش‌های بزرگ‌تری مواجه نباشند.

شاخص‌های تعیین رتبه و جایگاه ایران

عوامل مؤثر در تعیین رتبه فضای کسب و کار و رتبه ایران در هر کدام به شرح زیر است:

1- شاخص سهولت در شروع کسب و کار: رتبه 48 در میان 187 کشور جهان

2- شاخص سهولت در اخذ مجوزها: رتبه 165

3- شاخص اشتغال (ترکیبی): رتبه 147

4- شاخص ثبت اموال: رتبه 137

وضعیت فضای کسب و کار در ایران

توضیح: برای ثبت اموال علاوه بر مراحل پیچیده اداری حداقل 10درصد ارزش اموال هزینه می‌شود.

5- اخذ تسهیلات و اعتبارات بانکی: رتبه 48

6- حمایت قضایی از سرمایه‌گذاران: رتبه 164

7- پرداخت مالیات: رتبه 117

توضیح: درصورت رعایت قوانین موجود مورد عمل 44 درصد درآمد موردی صرف مالیات می‌شود.

8- شاخص تجارت خارجی: رتبه 142

توضیح: متوسط مدت برای صدور کالا 26 روز و برای واردات 42 روز است، در حالی که در کشورهای همسایه 7روز است؛ علاوه بر مشکلات مربوط به تحریم‌ها و تنش‌های سیاسی و روابط خارجی و مبادلات بانکی که خود مزید بر علت است.

9- شاخص ضمانت اجرایی قراردادها: رتبه 65

10- شاخص سهولت در تعطیل کسب و کار (انحلال شرکت): رتبه 107

توضیح: حداقل 4/5 سال زمان و پرداخت 10 درصد از اموال شرکت لازمه انحلال یک بنگاه اقتصادی است.

11- شاخص دسترسی به انرژی.

اکنون براساس آخرین آمار منتشرشده بانک جهانی در سال 2010 رتبه شاخص کسب و کار کشورمان با 5پله ارتقا از 142 به 137 در میان 187 کشور جهان رسیده است.

 


منبع: همشهری




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:44 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

هرمی ها همچنان قربانی می گیرند
شرکت های هرمی

علیرغم اینکه هر روزه خبرهایی بسیاری درباره دستگیری سران و سرشاخه های شرکت های هرمی شنیده می شود اما جای تامل و سئوال است که چرا با وجود اقدامات گسترده در راستای شناسایی سرشاخه های این شرکتها، ریشه اصلی چنین شرکت هایی خشکانده نمی شود و برخوردهای قضائی موثر واقع نمی شود؟

سالها از زمانی که شرکتهایی همچون گلدکوئیست، گریفین، گالف و صدها شرکتی که با هدف تاراج سرمایه های مردم قد علم کردند می گذرد اما با وجود برخوردهای قضائی همچنان مردم گرفتار دام های رنگین سردمداران این شرکتها می شوند.

شرکتهاى هرمى چند سالى است که به یکى از جدی ترین معضلات اجتماعى تبدیل شده اند، شرکت هایی که هویتشان تنها با یک سایت اینترنتی شناخته می شود اما با وعده هایی فریبنده زمینه جذب میلیونها نفر از همه قشرهاى کارى و سنى را فراهم می آورند.

بررسیها نشان می دهد فعالیت این شرکتها از آمریکا آغاز شده و در دهه ۷۰ به تدریج در کشورهاى اروپایى و سپس آسیایى وارد شد و در حال حاضر محل تمرکز این شرکتها، جنوب شرقى آسیاست و باید اذعان داشت شروع فعالیت این شرکتها در ایران به حدود 12 تا 13 سال پیش بر مى گردد.

همزمان با گسترش این شرکتها دستگاههای انتظامی و قضائی درصدد مقابله با آثار مخرب آنها بر مسائل اقتصادى و حتى اجتماعى برآمده اند و هر روز خبرهاى جدیدى از نحوه مقابله و تعداد شرکتهاى غیر قانونى در این زمینه به گوش مى رسد.

شرکتهاى هرمى چند سالى است که به یکى از جدی ترین معضلات اجتماعى تبدیل شده اند، شرکت هایی که هویتشان تنها با یک سایت اینترنتی شناخته می شود اما با وعده هایی فریبنده زمینه جذب میلیونها نفر از همه قشرهاى کارى و سنى را فراهم می آورند

ساختار شرکتهاى هرمى به صورتى است که فعالیت در رأس هرم از یک نفر شروع شده و به تدریج این فعالیت در بدنه هرم گسترش مى یابد، البته دسیسه هایى که این افراد براى جذب مشترى به کار مى برند و مشتریان را امیدوار به کسب درآمد مى کنند، بسیار اغفال کننده و غیر قانونى است.

طبق بند «ز» ماده یک قانون اخلالگران نظام اقتصادى، هرگونه تأسیس، قبول نمایندگى وعضو گیرى در شرکتهایى که با افزایش زنجیره انسانى کسب درآمد مى کنند و به طور کلى هر شرکتى که فعالیتش به صورت مصرح مطابق این قانون باشد، ممنوع است اما برخى از شرکتها با ارائه نام هایى با آرم و سربرگ ثبت شرکتها و قوه قضائیه به مشتریان خود، آن را مجوزى براى فعالیت به ظاهر قانونى، اما غیر قانونى خود مى دانند.

شرکت های هرمی

امروزه با رو شدن شگردهای قدیمی شرکت‌های هرمی، گردانندگان شرکت‌های کاغذی، برای ثروتمند شدن شیوه های جدید را تجربه می‌کنند و با عناوین جدید راههای تازه ای را برای تارج جیب مردم در پیش گرفته اند.

نفوذ شرکتهای هرمی در میان دانشجویان از جمله آسیبهای جدی است که از ناحیه شرکتهای هرمی متحمل شده ایم و نگرانی از گسترش این نفوذ باعث شد تا تدوین طرح جامع برای مقابله با نفوذ شرکتهای هرمی در دانشگاهها در دستور کار معاونت پژوهشی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری  قرار گیرد.

در واقع ماهیت فعالیت‌ در شر‌کتهای هرمی حالت فریب دهنده و جذاب بودن آن برای مردم است؛ این گونه فعالیت‌ها یک راه و روشی را ترسیم می‌کنند که مردم بتوانند خیلی سریع به پول برسند و چون جوانان کشور ما آرمان‌گرا هستند و در رسیدن به ثروت دوست دارند کوتاه‌ترین راه را انتخاب کنند، خیلی سریع جلب این گونه فعالیت‌ها می‌شوند.

علیرغم اینکه هر روزه خبرهایی بسیاری درباره دستگیری سران و سرشاخه های شرکت های هرمی شنیده می شود اما جای تامل و سئوال است که چرا با وجود اقدامات گسترده در راستای شناسایی سرشاخه های این شرکتها، ریشه اصلی چنین شرکت هایی خشکانده نمی شود و برخوردهای قضائی موثر واقع نمی شود؟

اقتصاد اسلامی براساس کار و تولید استوار است نه بر بخت و شانس بنابراین باید اذعان داشت، شرکتهای هرمی که امروزه تحت عناوین مختلف در جامعه ریشه دوانده اند و با کاغذ بازی و بخت آزمایی در فکر درآمد هستند با اقتصاد اسلامی هیچ گونه تطبیقی ندارد

بر اساس بند «ز» الحاقی قانون اخلالگران در نظام اقتصادی کشور سال 84 ، مجازات عضویت و تأسیس شرکتهای هرمی، 6 ماه تا سه سال حبس و جزای نقدی و رد مال است، جزایی که تا کنون برای موسسان و عضو شدگان در این شرکتها هراس انگیز نبوده است و همچنان با جسارت تمام کار خود را در شرکتی با عنوان جدید ادامه می دهند.

سخن آخر...

اقتصاد اسلامی براساس کار و تولید استوار است نه بر بخت و شانس بنابراین باید اذعان داشت، شرکتهای هرمی که امروزه تحت عناوین مختلف در جامعه ریشه دوانده اند و با کاغذ بازی و بخت آزمایی در فکر درآمد هستند با اقتصاد اسلامی هیچ گونه تطبیقی ندارد لذا انتظار می رود مردم و به خصوص قشر جوان کشور نسبت به زوایای مختلف فعالیت شرکتهای هرمی آگاه تر شوند و از دستگاههای امنیتی و قضائی نیز انتظار می رود با هوشیاری و برخورد جدی تر با شرکتهایی که به عنوان هرم های شوم اقتصاد از آنان یاد می شود مانع ادامه فریب و تاراج سرمایه های ملی شوند.

منبع: تابناک

تنظیم برای تبیان: عطاالله باباپور




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:43 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

همواره بحث رقابت اقتصادی از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. اگر ما به بهبود  وضعیت اقتصادی خود اهمیت ندهیم جدای از مشکلات اقتصادی داخلی، در تعاملات اقتصادی جهانی هم از رقابی منطقه ای عقب خواهیم افتاد و فرصت ها از بین خواهد رفت...
چشم انداز ایران

نگاهی به سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد ایران 1404 (2025 میلادی)، کشوری توسعه‌یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فن‌آوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی و با هویت اسلامی و انقلابی، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین‌الملل تصویر شده است.

همانگونه که از محتوای سند مشخص است دستیابی به جایگاه اول قدرت اقتصادی در بین کشورهای آسیای جنوب غربی به عنوان هدف اولویت دار ذکر شده است. طبق آمار منتشره بانک جهانی در سال 2010 میلادی، قدرت اقتصادی ایران درحدود 407 میلیارد دلار (به روش جاری) ذکر شده که جایگاه 26 ام را در بین کشورهای جهان به خود اختصاص داده است.

این درحالی است که اصلی ترین رقبای ایران در منطقه، کشورهای ترکیه و عربستان هستند که تولید ناخالص داخلی آنها به ترتیب 742 و 444 میلیارد دلار  می باشد و جایگاه های 17 و 23 ام را در بین کشورهای جهان و جایگاه اول و دوم را در بین 25 کشور آسیای جنوب غربی دارا هستند.

درضمن طبق آمار منتشره ایران درحدود 64/0 درصد تولید جهانی را دراختیار دارد که همین نسبت برای ترکیه 1/1 درصد و برای عربستان 7/0 درصد می باشد. 

نگاهی به اهداف و اولویتهای ترکیه در افق 2023 نشان می دهد که این کشور به دنبال تحقق اهداف زیر است:

چشم انداز ایران

درضمن عربستان نیز برای افق 2025 میلادی اقدام به ترسیم چشم اندازی کرده و درنظر دارد اقتصاد عربستان در افق چشم انداز، دارای اقتصادی متنوعتر، کامیابتر و بیش از پیش مبتنی بر بخش خصوصی شود و فرصتهای شغلی، آموزش با کیفیت، مراقبتهای بهداشتی عالی و مهارتهای لازم را برای تضمین رفاه همه شهروندان مهیا سازد.

براین اساس نیز دو برابر شدن سرانه تولید واقعی و تنوع بخشی به منابع درآمد ملی و کاهش وابستگی به نفت را از  اولویت های سند خود برشمرده است. با توجه به اینکه در سال 2010 میلادی، درآمد سرانه (به روش جاری) عربستان درحدود 16 هزار دلار بوده، از این رو دستیابی به رفاه 32 هزار دلاری را از اهداف کلیدی چشم انداز خود مدنظر قرار داده است.

سند چشم انداز ایران و رقبایش نشان می دهد که هر سه کشور  هدف گیری افق بلندمدت خود را بر افزایش قدرت و رفاه اقتصادی قرار داده اند

با نگاه مقایسه ای به چشم انداز ایران و رقبای منطقه ای (عربستان و ترکیه)، مشاهده می شود که هر سه کشور  هدف گیری افق بلندمدت خود را بر افزایش قدرت و رفاه اقتصادی قرار داده اند و منابع و امکانات خود را برای تحقق اهداف اقتصادی بسیج نموده اند.

لذا چنانچه بدنبال دستیابی به جایگاه اول اقتصادی منطقه هستیم می بایست طبق رهنمودات مقام معظم رهبری، عزم جدی و رویکردی جهادگونه در اقتصاد را دنبال کنیم و با همدلی و همکاری،  هم افزایی در حرکتها و اقدامات ملاک باشد. اجرای کامل و دقیق سیاستهای کلی اصل 44 و سایر سیاستهای کلی نظام نظیر سیاستهای تشویق سرمایه گذاری و اشتغال از الزامات اصلی تحقق اهداف چشم انداز نظام می باشند و طبیعتاً بدون بهبود فضای کسب و کار و توسعه بخش خصوصی و عدم تامین بسترهای لازم برای تولید و سرمایه گذاری، امکان توسعه و رشد اقتصادی مقدور نمی باشد.

طبق آمار منتشره ایران درحدود 64/0 درصد تولید جهانی را دراختیار دارد که همین نسبت برای ترکیه 1/1 درصد و برای عربستان 7/0 درصد می باشد

درخاتمه لازم است اشاره کنم برای اینکه از اقتصادی پویا و فعال برخوردار باشیم باید اقتصاد کشور از رویکرد سوداگری و واسطه گری فعلی به سمت اقتصاد تولیدمحور میل کند. این امر نیز نیازمند رفع موانع تولید و حذف دلایل و گلوگاههای گسترش سوداگری در اقتصاد است. توسعه بخش خصوصی و ایجاد فضای رقابت سالم امکان تغییر  جهتگیری به سمت تولید و سرمایه گذاری را مقدور می سازد. درمقابل، افزایش انحصارات اعم از دولتی و خصوصی و نیز تداوم اقتصاد دولتی متکی بر درآمدهای نفتی، فرصت موجود را برای رقابت اقتصادی و پیشی گرفتن از رقبای منطقه ای از بین می برد.

 

 


منبع :تابناک




[ پنج شنبه 10 فروردین 1391  ] [ 12:04 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 15 ::         6   7   8   9   10   11   12   13   14   15  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 434061 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب